يا سلام!
داشتم اين مصاحبه رو مي خوندم که تازه اسمشو فهميدم: بيماري همه چيز سوژهبيني!
يه زماني دقيقا به همين مرض گرفتار شده بودم! نفس مي کشيدم برام سوژه ميشد و حرف داشتم برا گفتن، اما چند وقتيه انگار به بيماري ديگهاي مبتلا شدهم! بيماري «خب آخرش که چي؟» گويي! بديشم اينه که بلافاصله بعد از اون يکي اومد سراغم، حتي نذاشت دوران نقاهت اون طي شه!!!
حالا چند وقتيه که با اين مرض جديد دست و پنجه نرم ميکنيم!
برا خودمون طبيب هم شديم و نسخه پيچيديم که يه مدت سکوت، شايد درمانش باشه!... بهتر که نشديم هيچ، بدتر هم شديم! همون چهارتا کلمه حرف زدن هم داره يادمون ميره! نسخههه که جواب نداد... گفتيم بي خيالش شيم!
همين ديگه!
دعايمان کنيد!
سالروز شهادت امام هادي بود، دعا کنيدکه از پيروانش باشيم!