سفارش تبلیغ
صبا ویژن

سوتک

یا سلام

تو این مدت هر وقت گفتن زینب، هر وقت گفتن صبر، فقط چند تا خاطره اومد تو ذهنم!

18 تیر رو یادتونه؟ سخنرانی آقا رو بعدش یادتونه؟ آقا تا بسم الله رو گفتن صدای گریه مردم بلند شد. چقدر آتیش گرفتیم وقتی گفتن اگه عکس من رو پاره کردن...

چند هفته پیش، یادم نیست آقا با کیا دیدار داشتن. فقط یادم صداشون گرفته بود و چهره شون برافروخته. قلبم فروریخت. آقا مریض شده؟
تا شبی که تو بیت ندیدمشون آروم نداشتم. عکسش رو که می دیدم یه چیزی شبیه بغض میشست تو گلوم و یه اضطراب تو دلم...
من که تاب یه بیماری آقا رو ندارم... چه کشیدی زینب!
آقا یه مرد از نسل حسینه، حسین که نیست.
من، با این دل سنگم، تاب بیماری آقا رو ندارم اون وقت زینب با اون دل آسمونی و لطیفش چه جوری تونست ببینه حسینش...
صبر هم فروشکست در برابرت زینب!

دعا یادتون نره!


ارسال شده در توسط سوتک